قانون اساسی ایالات متحده، ابتکار چند تن از بزرگ ترین رهبران آمریکا پس از جنگ استقلال مستعمره نشینان، از زمان به اجرا در آمدن آن در ۲۱ ژوئیه ۱۷۸۸ تا کنون، از حقوق و آزادی های مردم آمریکا حمایت کرده است. این سند همچنین به عنوان منبعی الهام بخش برای میهن پرستان در هر کجا که به فکر ایجاد “یک دولت خردمند و عادل” هستند عمل کرده وهدفی است که توسط جورج میسون، نماینده برای کشاورزانی که در کنوانسیون مشروطه که در سال ۱۷۸۷ برگزار شد گرد هم آمده بودند، پایه گذاری شد. برای خوانندگانی که علاقه مند به مطالعه این سند تاریخی و ارتباط آن با دولت دموکراتیک فعلی هستند، این نشریه کامل ترین و معتبرترین متن از قانون اساسی، منشور حقوق شهروندان، و سایر اصلاحیه هایی را که از زمان ده اصلاحیه نخست به تصویب رسیده است، ارائه می دهد. این سند شامل مقاله ای پیرامون تغییرات تاریخی است که منجر به تشکیل کنوانسیون قانون اساسی، مشاجرات و سازش های میان نمایندگان، و تصویب و روند اصلاحات شد. سر انجام، این سند توضیحات تشریحی را برای متن قانون اساسی و ۲۷ اصلاحیۀ آن فراهم می کند.

Download

چهارمین پنجشنبه ماه نوامبر در امریکا مصادف است با روز «شکرگزاری». یکی از غذاهای این روز بوقلمون است.

tn

002

003

011

More

USS+New+York480

نیروی دریایی آمریکا جدید ترین کشتی جنگی خود را به آب انداخت. این کشتی نفر بر که «یو اس اس نیویورک» نام دارد و تاحدودی با پولادهای بدست آمده از ویرانه های مرکز تجارت جهانی ساخته شده است، روز شنبه در مراسمی در اسکله ای در غرب منهتن به آب انداخته شد. حدود ۷ تن و نیم پولاد برج های مرکز تجارت جهانی که درحملات تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ منهدم شدند، ذوب شده و بخشی از دماغه کشتی را تشکیل می دهد. هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا، در سخنرانی خود در این مراسم پولاد در دماغه کشتی را با روحیه ای که شهروندان نیویورک در پی حملات نشان دادند مقایسه کرد.

گشایش امریکا یک جانبه است

هشت ماه پس از انتخاب باراک اوباما به ریاست کاخ سفید، جامعه بین الملل با یک موضوع مرموز روبروست: سیاست خارجی قدرت اول جهان چگونه است؟ مواضع، اهداف و خط مشی آن چیست؟ ناظران در پاسخ به این سؤالات به دو شیوه عمل می کنند. برخی معتقدند برای اینکه دولت امریکا موضع دقیق خود را نسبت به یک معضل بزرگ، مانند برنامه اتمی ایران، مشخص کند زود است. ولی دسته دیگر به این نتیجه رسیده اند که باراک اوباما یک شخصیت “خوش باور” است.

barak-obama

باراک اوباما از زمانی که به قدرت رسیده چه کرده است؟ او به شکلی اساسی شیوه سخنرانی ایالات متحده را در صحنه جهانی تغییر داده. پس از هشت سال “ابرقدرت”ی از نوع بوش، او اکنون به طور مستقیم ملل جهان را مورد خطاب قرار می دهد؛ به طوری که این شیوه به شکلی چشمگیر از نگرانی های اروپایی ها، آفریقایی ها، جهان اسلام و همچنین همسایه هایش در امریکای لاتین کاسته است. او با دور کردن مواضع کاخ سفید از سیاست های مستکبرانه سلف خود، یک “رهبری دوستانه” را به همه القا کرده. در حقیقت، او در نظر مردم جهان به صورت “ضد بوش” مطلق نمود پیدا کرده: او پایان شکنجه ها و بسته شدن زندان گوانتانامو را وعده داد؛ برنامه زمانی برای خروج نیروهای امریکایی از عراق تنظیم و افغانستان را به عنوان اولین “جبهه” ضد تروریستی اعلام کرد؛ نمایندگان ویژه ای را برای رسیدگی به پرونده های داغ به خاورمیانه اعزام کرد؛ به دولتمردان ایرانی پیشنهاد مذاکره “با رعایت احترام طرفین” را ارائه داد؛ به منظور آرام کردن روسیه از مسأله سیستم های ضد موشکی صرف نظر کرد؛ تحریم علیه کوبا را کاهش و به کره شمالی پیشنهاد مذاکره داد. او حتی دروازه واشنگتن را به روی رهبران جدید برمه گشود.
اوباما در عوض چه به دست آورده؟ اروپایی ها مداخله خود در افغانستان را افزایش نداده اند. اسراییلی ها به استعمار کرانه باختری رود اردن خاتمه ندادند. جمهوری اسلامی نه تنها از اظهارات جنگ طلبانه اش نکاسته، بلکه برنامه های اتمی و بالستیکی خود را افزایش داده است. پیونگ یانگ آزمایش های جدید اتمی خود را به مرحله اجرا گذاشته است. حکومت کوبا به سمت معیارهای لیبرال حرکت نکرده. روسیه هنوز مواضع ابهام آمیز خود درخصوص پرونده هسته ای ایران را تغییر نداده.
بی شک این موارد همیشگی نخواهند بود. ولی گروه اوباما کم کم به سوی “دلسردی” و “سوء تفاهم” پیش می رود. به نظر می رسد که رییس جمهور ایده آل طلب به تدریج دارد به این نتیجه می رسد که تغییر موضع امریکا، مطرح کردن “منفعت مشترک” و دستیابی به یک جهان مصالحه جو برای شروع کار کافی بود،اما این “خوش باوری” دیگر نباید ادامه یابد. اینک زمان آزمون فرا رسیده: گشایش یک جانبه اوباما دیری نمی پاید.

منبع: فیگارو، ۵ اکتبر

توماس جفرسون از سال ۱۸۰۱ میلادی دو دوره متوالی چهار ساله رییس جمهوری آمریکا بود. این زمان مصادف است با سالهای ۱۱۷۹-۱۱۸۷ خورشیدی که طی آن فتحعلی شاه قاجار پادشاه ایران بود، توماس جفرسن سومین رییس جمهور ایالات متحده و یکی از بنیانگذاران آن بود، توماس در رابطه با حق رای مردم در بیش از 200 سال پیش چنین می گوید:


اگر حق رای مردم را محترم ندارند،اگر بخواهند از این راه آنان را خفه کنند، شکی نیست که این صدا، دیر یا زود، از راه خشونت رخ خواهد نمود و ما نیز مانند ممالک دیگر، به دور باطلی از سرکوب و شورش،اصلاح و سرکوب مجدد و شورش مجدد خواهیم افتاد و تا ابد از این دور رهایی نخواهیم یافت.

شخصیت لینکلن در صنعت نشر

این مقاله گزیده ای است از آبراهام لینکلن: میراث آزادی، که توسط دفتر برنامه های اطلاعات بین الملل منتشر شده است. برای مطالعۀ کتاب کامل مراجعه کنید به:

http://www.america.gov/media/pdf/books/lincoln.pdf

نوشتۀ: اندرو فرگوسن

وقتی به کسی که با کتاب نوشتن آشنایی داشت گفتم که خودم برای تدوین کتابی دربارۀ آبراهام لینکلن قرارداد بسته ام، گفت، "آها". منصفانه (برای خودم) باید بگویم کتابم کاملا دربارۀ لینکلن نبود، دست کم مستقیما دربارۀ لینکلن نبود. با این حال، طعنۀ این آشنا، نیش خودش را زده بود.

واقعیتی در پس آن وجود داشت. او از ارقام بی خبر بود، اما من نبودم: از زمان آن اتفاق شوم در سالن نمایش فورد، که گلولۀ یک آدمکش زندگی او را تباه کرد، بیش از 14.000 جلد کتاب دربارۀ آبراهام لینکلن نوشته شده است، و او از لحاظ توجۀ نویسندگان جهان، در مقام دوم بعد از حضرت مسیح و ناپلئون قرار گرفته است. و به شهادت کتابی که شما اکنون در دست دارید، این خط تولید که تا کنون از سرعت آن کاسته نشده است، هنوز هم نشانی از کُند شدن در آن مشاهده نمی شود. هنوز مدت زیادی از کار من در مورد این کتاب نگذشته بود که تحت فشار قرار گرفتم.

در تعطیل آخر هفته ای در شهر محل زندگی لینکلن، اسپرینگفیلد واقع در ایالت ایلینوی و در کنفرانسی دربارۀ لینکلن بودم. (آخر هفته هایی که کسی در اسپرینگفیلد کنفرانسی راجع به لینکلن برگزار نمی کند، از روز های عجیب و غریب هستند.) تعداد شرکت کنندگان کم و بیش زیاد بود – حدود 100 تن از فرهیختگان، نویسندگان، تاریخ نگاران غیرحرفه ای، علاقمندان، هواخواهان، و ظاهرا تعدادی نیز از ولگردان خیابانی. در ضمن کنفرانس، رییس جلسه روند صحبت ها را متوقف نمود تا یک رأی گیری ساده انجام دهد.

او گفت، فقط از روی کنجکاوی، چند تن از افرادی که در این جا حضور دارند مشغول نوشتن کتابی دربارۀ لینکلن هستند؟

و تقریبا نیمی از جمعیت دست ها را بالا بردند.

من توی دلم خالی شد اما این امر مانعم نشد، و مدتی بعد عملا با مشکلاتی توسط افراد تهی مغزی روبرو شدم که تلاش می کنند به ارائۀ آثار فراوان دربارۀ لینکلن باز هم بیفزایند. این مشکلات شامل جستجو درمیان انبوهی از مقاله ها و نوشته های تاریخی بود که قبلا برای هرنوع امر و مسئله ای که قابل تصورباشد زیر و رو شده اند، و یا مشکلات دیگری که از این هم فراتر می روند. ما هنوز گاهی به نکات تازه ای دربارۀ لینکلن برمی خوریم، این نکات جزئی بیشتر مورد توجه متخصصان و افراد وسواسی قرار می گیرد؛ تازه ترین کتاب هایی که دربارۀ لینکلن به چاپ رسیده و مورد توجه عموم واقع شده در بازگویی واقعی های قدیمی در قالبی نو خلاصه می شود. یکی از مسایل پیش پا افتاده و در عین حال غیر قابل پیش بینی برای من، موضوع انتخاب عنوان بود. نویسندگان آگاه باشند: در این انبوه 14.000جلد کتاب منتشر شده، بالاخره نویسنده ای یافت می شود که همان عنوانی که شما انتخاب کرده اید را به کتابش داده باشد.

لینکلن در مرحلۀ چاپ

هر جمله و عبارتی که ممکن بود از سخنان لینکلن اقتباس شود، بر روی جلد کتابی نقش بسته است، از تولد دیگر آزادی گرفته، تا بدون بدخواهی در حق کسی، از با احسان در حق همه گرفته، تا مال مردم، توسط مردم، برای مردم. من تحقیق های بیشتری کردم و چرخه ای از لغات را یافتم که گویی همۀ نویسندگانی که دربارۀ لینکلن قلم زده اند تنها تعداد معدودی واژگان در اختیار داشته اند و مجبور به آوردن آن ها در ترتیبی متفاوت بوده اند. من با این عناوین برخورد کردم: شمشیر لینکلن و شمشیر متعلق به لینکلن؛ لینکلن و ژنرال ها و ژنرال های لینکلن؛ زندگی معنوی آبراهام لینکلن و دنیای درونی آبراهام لینکلن، دنیای آبراهام لینکلن، و زندگی شخصی آبراهام لینکلن؛ فضایل لینکلن و لینکلن با فضیلت. از دیگر عناوین، در جای پای لینکلن، و جا ی پا های لینکلن بود، و برای حفظ تنوع، رد پای لینکلن هم بود. تا جایی که من شمرده ام، سه کتاب با عنوان لینکلن واقعی وجود دارد، و در هر کدام شخصیتی از لینکلن ارائه شده که با دو تای دیگر به کلی مغایرت دارد.

این موضوع کمتر از آن چه تصور می کردم برایم تعجب انگیز بود، زیرا چیز دیگری که در طی تحقیق برای کتابم، سرزمین لینکلن – که نباید با سرزمین زندۀ لینکلن، نوشتۀ توماس جی فلمینگ که در سال 1980 منتشر شده اشتباه شود - مرا کاملا متعجب کرد، این بود که چندین نوع لینکلن وجود داشت. من در اوایل دهۀ 1960، زمانی که بحبوحۀ توجه به لینکلن گریز ناپذیر بود، تنها یک پسر بچه بودم. در آن زمان به نظر می رسید هر کس لینکلن خودش را داشته باشد. گویا این میراث ملی ما قطعه قطعه شده و هر کس به طور خصوصی مالک قطعه ای برای خود بود.

و باز از روی کتاب ها می شد فهمید که موضوع از چه قرار است. در همین سال های اخیر، شاهد انتشار کتابی بودیم که اثبات می کرد لینکلن یک مسیحی بنیاد گرا بوده است – این کتاب توسط یک مسیحی بنیاد گرا نوشته شده بود. در کتاب دیگری ادعا شده بود که عظمت لینکلن ناشی از مبارزۀ او با افسردگی بالینی بوده است؛ کتاب، توسط روزنامه نگاری نوشته شده بود که خود با افسردگی بالینی دست به گریبان بود. معروف تر از همه، یک فعال همجنس گرا کتابی در سال 2005 به چاپ رساند که در آن ادعا شده بود علی رغم این که لینکلن شخصا فعال نبوده، اما یک همجنس گرای فعال بوده است. محافظه کاران کتاب هایی حاکی از محافظه کاری لینکلن نوشته اند. و لیبرال ها در کتاب هایشان ادعا کرده اند که لینکلن لیبرال بوده است. و در سال 2003، کتابی منتشر شد که در آن اثبات شده بود اگر لینکلن امروز زنده بود، نظرات سیاسی اش از نظرات فرماندار سابق ایالت نیویورک، ماریو کوئومو، قابل تشخیص نبود. در مورد نویسندۀ این کتاب می توان دو حدس زد.

درک شیفتگی برای لینکلن

مشتاقان بسط دادن موضوع لینکلن ممکن است به سئوال– اهمیت امروز آبراهام لینکلن در نظر مردم آمریکا کدام است؟ وسوسه شوند و با مطرح کردن سئوال چرب و نرم دیگری پاسخ دهند: آبراهام لینکلن امروز کدام اهمیت را برای مردم آمریکا ندارد؟ او گویا در آن واحد همه چیز مردم آمریکا است، و می تواند آدم های بدبین را به این نتیجه برساند که اصلا اهمیت خاصی هم ندارد. اما چنین چیزی نیست. زیرا در شیفتگی برای لینکلن، افراط و شور و حرارتی کاملا آمریکایی وجود دارد. من معتقد هستم درک این شیفتگی، نه تنها راهی برای آشنا شدن با لینکلن است، بلکه راه شناختن این کشور هم می باشد.

این شور و حرارت برای کشوری که ظاهرا به تاریخ خود بی اعتنا است، انکار نکردنی و تعجب آور است. هیچ آمریکایی دیگری تا این حد توسط افراد کنجکاو دوره وترو خشک نشده و به او پیله نشده است؛ البته به استثنای ناپلئون، هیچ انسانی در تاریخ مدرن دارای تقدیری چنین غریب نبوده است.

حتی ناپلئون هم منبع الهام گروهی از افراد نشد که بخواهند با تقلید از شکل و ظاهر او امرار معاش کنند. کانون معرفی لینکلن ( که با نام اختصاری ALP هم شناخته می شود)، از بعضی لحاظ، مانند سایر مشابه های خود، یک کانون صرفا تجاری است – مثل تیمسترز، یا انجمن ملی تولید کنندگان، یا پت سیترز اینترنشنال. ALP نیز مانند سایر کانون ها و انجمن های مشابه، سالانه گردهمایی هایی برگزار می کند که اعضا بایک دیگر آشنا شده و به تبادل رموز حرفه ای می پردازند و به سخنان کارشناسان در مورد بهبود و پیشرفت کار خود گوش می دهند. اما بر خلاف سایر گردهمایی های تجاری دیگر، اعضا و شرکت کنندگان در این گردهمایی فراک مشکی به تن کرده، کلاه سیلندر به سر می گذارند و دارای یک ریش سیاه واقعی یا مصنوعی هستند. بعد از خاتمۀ گردهمایی، به خانه برمی گردند، استراحتی کرده و کار خود در مدارس، بحث های کلوب کیوانیس، بازسازی های تاریخی چاتاکا، قدم زدن در نمایشگاه های شهری را از سر می گیرند – یعنی فعالیت برای تبلیغ درمورد لینکلن در کشوری که به اعتقاد آن ها بیش از هر چیز به او نیاز دارد. من از رییس و مؤسس آن ها سئوال کردم چرا این کار را می کنند و تا این حد به خود زحمت می دهند. او به من گفت، لینکلن آن چه را که باید فرابگیریم و شاید فراموش کرده باشیم، به ما یادآوری می کند.

مشکل می توان احساسی که از دیدن بیش از صد مرد که در کسوت آبراهام لینکلن در سالن هتلی گردآمده اند، به انسان دست می دهد را توصیف نمود که به سخنان کارشناس روابط عمومی دربارۀ "چگونه می توان از رسانه های عمومی بهره گرفت" گوش می دهند، اما در طی جستجوی مطالبی درمورد لینکلن به دیدن این گونه مناظر غریب خو گرفته ام.

شاید اینان هم از جمله 15.000 تنی باشند که به جمع آوری یادگار های لینکلن مشغول هستند، هر چند که در سال های اخیر، قیمت مدارک مربوط به لینکلن و دیگر مصنوعات اصلی متعلق به او – که کلکسیونر ها آن ها را "جنس واقعا مرغوب" می نامند – به قدری صعود کرده که تنها خبرگان بسیار متمول از عهدۀ تهیۀ آن بر می آیند.

اما کلکسیونرهایی که امکانات محدود تری دارند هم نگران نیستند. آن ها کیفیت را کمی پایین تر آورده و می توانند اجناسی تهیه کنند که قیمت های منطقی تری دارد: "جنس مرغوب" ممکن است شامل مثلا جلد دفترچه های بیمه متعلق به شرکت قدیمی بیمۀ عمر لینکلن که هر عدد 10 دلار به فروش می رسد هم باشد. حراج اینترنتی ایبی نشان داده که هر چیزی که به نوعی با لینکلن ارتباط داشته باشد می تواند خریداری برای خود پیدا کند. اسنادی که با دستخط لینکلن نوشته شده باشد در حال حاضر ده ها هزار دلار ارزش دارند؛ برای همین، آن دسته از هواداران لینکلن که دارای پول زیادی نیستند به معاملۀ کپی اسناد دارای دستخط لینکلن می پردازند، مخصوصا اسنادی که توسط جوزف کوزی جعل شده، هنرمندی که آثارش در دهۀ 1930 رونق زیادی داشت . نامه ای از لینکلن که توسط کوزی کپی شده باشد شاید تا 2500 دلار به فروش برسد. یکی از کلکسیونر ها به من گفت، "اما باید مطمئن شد که کار کوزی است. بازار چنان داغ است که می توان اسناد جعلی زیادی را در گردش مشاهده کرد."

بیان تجربۀ آمریکا

نزدیک به یک قرن است که تاریخ نگاران و جامعه شناسان تلاش کرده اند توضیحی برای شیفتگی تاریخی که منجر به این پوچی های پرمحبوبیت می شود، پیدا کنند. دلایلی که به آن رسیده اند غالبا زیرکانه و گاهی نیز قابل پذیرش است. به من گفته شده که لینکلن، بی شباهت به هر شخصیت تاریخی دیگر، همشهریان خود را هنوز تحت تأثیر قرار می دهد زیرا او اولین شخصیتی بود که از او عکسبرداری شد: به همین جهت، او بیشتر از چهره های قدیمی تر تاریخی به ما نزدیک است. و این واقعیت است که لینکلن به ظاهر خود در مواقع حضور در ملأ عام اهمیت خاصی می داد، به طور مثال در برابر دوربین عکاسی که در آن دوره، هنری نوین محسوب می شد، او به ندرت فرصت عکس برداری را از دست می داد. و به لطف این هنر، ما با او طوری آشنا هستیم که با جورج واشنگتن و یا توماس جفرسون آشنا نیستیم.

با این حال، موضوع دیگری نیز مطرح می شود، ما هر قدر با چهرۀ او، چشم های اندوهناک و موهای آشفته اش آشنا باشیم، لینکلن وسوسه انگیز است و غیر قابل شناخت؛ همین راز است که مارا باز به سوی مردی مغموم، شوخ طبع، باهوش، خوددار، خشک و مهربان طوری که آشنایانش او را توصیف کرده اند، می کشاند. سایر تاریخ نگاران گفته اند، شیفتگی ما برای او در درام زندگی خصوصیش ریشه دارد: او در فقر مطلق متولد شده بود تا تبدیل به یکی از بزرگترین مردان در تاریخ بشر گردد، لینکلن تجسم "حق ِ برخاستن" است که آمریکاییان آن را حق مسلم خود تلقی می کنند. بعضی هم معروفیت پایدار او را به کشته شدنش در "جمعۀ خوب" نسبت می دهند، ضربه ای که کشور هرگز از آن التیام کامل نیافت. عاقل ترین نظریه پردازان براین باورند که وسواس ما نسبت به لینکلن ناشی از نقش او و الگویی که ارائه داد در بزرگترین ضایعۀ تاریخ آمریکا، یعنی جنگ های داخلی است که موجب احیای ایالات متحده و تبدیل آن به کشوری که امروز می شناسیم گردید.

گمان می کنم همۀ این توضیحات حقیقت داشته باشد، اما به عقیدۀ من آخرین آن ها از همه نزدیکتر به واقعیت است. من در نزدیکی بنای یادبود لینکلن در واشنگتن دی سی سکونت دارم، آن بنای بزرگ و زیبا که در کرانۀ رود خانۀ پوتوماک واقع است و محل "نماد لینکلن" می باشد. هنگامی که تحقیق های خود را برای کتابم دنبال می کردم و با فرهیختگان و کلکسیونر ها و هواداران لینکلن ملاقات هایی داشتم و هر بار با یک لینکلن تازه آشنا می شدم، لینکلنی که حاصل دلمشغولی های هر یک از این افراد بود، همیشه از بازگشتن به خانه و دیدن بنای یادبود لینکلن خوشحال بودم: از دیدن این لینکلن محکم و منحصر به فرد، لینکلن استواری که هر یک از مردم آمریکا می تواند ادعای داشتن او را بکند.

ازاین بنا بیش از هر بنای یادبود دیگری دیدن می شود. با این حال، عجیب ترین چیز درمورد آن، سکوت و آرامشی است که وقتی گردشگران از پله های عریض آن بالا می آیند و قدم به سالن مرمر خنک می گذارند، با آن مواجه می گردند. به زودی توجه آن ها به یک یا هر دو متن سخنرانی لینکلن که بر روی دیوار ها در دو سوی مجسمۀ معروف او حکاکی شده، جلب می شود. بعد از تمام این مدت، من هنوز از تعداد گردشگرانی که در سکوت و درمقابل این نوشته ها بی حرکت ایستاده و آن را می خوانند، در عجب هستم؛ سخنرانی گتیسبرگ و در مقابل آن، سخنرانی لینکلن در دومین مراسم تحلیف.

آنچه آن ها می خوانند خلاصه ای از تجربیات آمریکا است که در قالب عالیترین نثری که تا به حال یک آمریکایی توانسته بنویسد، آورده شده. دریکی از سخنرانی ها تأیید شده که کشور بر اساس حکمی بنیاد شده و به آن پایبند است – واقعیتی جهان شمول که بر همۀ انسان ها دلالت می کند. در سخنرانی دیگر گفته می شود که بقای کشور بستگی به بقای این حکم دارد – و این که در صورتی که کشور بقای خود را حفظ نمی کرد، این حکم نیزاز دست می رفت. گاهی گردشگران حین خواندن متن این سخنرانی ها اشکی می فشانند؛ در واقع اغلب اشکشان جاری می شود. و با مشاهدۀ آن ها می توان درک کرد: عشق به لینکلن، در نظر مردم آمریکا همان عشق به وطن است.

این است اهمیتی که امروز لینکلن در نظر مردم آمریکا دارد، و برای همین تا این حد زیاد است.

6a00d83451608369e200e5506081288833-800wi
آزادی یعنی اینکه می خواهم نه برده باشم و نه برده دار

مردم حق دارند درهر کجای دنیا که باشند دربرابر حکومتی که نمی خواهند بپا خیزند و آنرا به زیر کشند تا حاکمیتی را که خود لایق خود می دانند بر پا کنند . این "حق " تنها نیرویی است که می تواند همه جهان را آزاد کند

کسی که "امروز " از " دیروز" آگاهتر نباشد انسان خردمندی نیست

در بین مردم ما کم نیستند کسانی که به وجود کشورمان افتخار می کنند . اما ما در تلاشیم نسلی از مردمی را بسازیم که کشورمان به وجودشان افتخار کند

گامهای من رو به جلو همواره آرام بوده اند . این را خودم می دانم . اما هرگز هیچ گامی را رو به عقب برنداشته ام

کسی که بسیار می خواند و بسیار می داند اما - به هردلیل - وارد کارزار مبارزه برای آزادی نمی شود مانند فروشگاهی بسیار بزرگ و مملو از کالاست که روی درش نوشته باشند " تعطیل است " وروی

هرگاه کسی برای دفاع از حقش برخاست تو هم با او برخیز . اگر بنشینی " حق" را تنها رها کرده ای نه برپاخاسته را

اندکی از مردم را می توان برای همیشه فریب داد . همه مردم را نیز می توان برای مدت اندکی فریب داد . اما نمی توان همه مردم را برای همیشه فریب داد

تاریخ شهر نیویورک - My Life On The Web

| No Comments | No TrackBacks

شهر نیویورک از لحاظ تاریخی از مهمترین شهرهای آمریکا محسوب می گردد.

View_of_Woolworth_Building_fixed

پیشینه کشف در هنگامی که پای کاشفان اروپایی به قاره آمریکا در حوالی سال ۱۵۲۴ میلادی باز شد، بیش از ۵۰۰۰ سرخپوست آمریکایی در منطقهٔ نیویورک زندگی می‌کردند. درآن هنگام، کاشف معروف ایتالیایی جیوانی دا ورازانو که در آن زمان برای دربار فرانسه خدمت می‌کرد، منطقه نیویورک را به نام فرانسوی نوئل آنگولیم (آنگولیم نو) نامگذاری کرد. مهاجران اروپایی هم‌زمان با آغاز به کار کمپانی خز هلند در منطقه نیویورک، آغاز به سکنی گزیدن کردند. مهاجرت اروپائیان بخصوص هلندی‌ها به نیویورک باعث شد تا قسمت جنوبی منطقه منهتن را در سال ۱۶۱۴ میلادی نیو آمستردام (آمستردام جدید) بنامند. درآن زمان فرماندار مستعمره هلندی‌ها به نام پیتر مینوئیت، تمامی جزیره منهتن را از سرخپوستان در سال ۱۶۲۴ میلادی با مبلغ ۲۴ دلار خریداری کرد.

در سال ۱۶۶۴ میلادی، انگلیسی‌ها شهر نیو آمستردام را اشغال کردند و آن را به نام «نیویورک» و به افتخار پادشاه وقت بریتانیا، جیمز دوم که دارای لقب سلطنتی «دوک یورک و آلنبی» بود، نامگذاری کردند. در پایان دومین جنگ انگلستان و هلند، هلندی‌ها کنترل جزیره ران را که در آنزمان ارزش بسیار بیشتری نسبت به نیو آمستردام داشت را به دست آوردند و بدین ترتیب به کنترل بریتانیایی‌ها بر نیو آمستردام (نیویورک) رضایت دادند. تا سال ۱۷۰۰ میلادی، جمعیت افراد ساکن نیویورک به ۲۰۰ نفر کاهش یافته بود.

0kms59hqett78bxkls3c

نقشه‌ای از منهتن جنوبی در سال ۱۶۶۰ میلادی و درهنگامی که نیویورک قسمتی از آمستردام جدید خوانده می شد.


شهر نیویورک در زیر سلطه نیروهای بریتانیایی به بندر و مرکزیت تجاری مهمی تبدیل شد. در سال ۱۷۵۴ میلادی، دانشگاه کلمبیا به فرمان جورج دوم پادشاه وقت بریتانیای کبیر، با نام «کینگز کالج» (کالج پادشاه) در منهتن جنوبی تأسیس شد.
دوران انقلاب آمریکا
شهر نیویورک در دوران انقلاب آمریکا، مرکز سلسله نبردهای بزرگی میان ارتش استعماری بریتانیا به فرماندهی ژنرال سیر ویلیام هووی و ارتش انقلابیون آمریکا به فرماندهی ژنرال جرج واشنگتن بود. با پیروزی انقلاب آمریکا، کنگره اقلیمی در شهر نیویورک تشکیل شد و در سال ۱۷۸۹ میلادی، جرج واشنگتن را به مقام ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا منصوب کرد. وی در عمارت فدرال (Federal Hall) در خیابان وال استریت به عنوان اولین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، قسم یاد کرد. شهر نیویورک تا سال ۱۷۹۰ میلادی، پایتخت ایالات متحدهٔ آمریکا بود.
خصوصیات اجتماعی در طول قرن نوزدهم و در دورانی که شهر نیویورک در حال تغییر شکل یافتن توسط مهاجرین بود، یک پروژه رویایی و بزرگ با نام «طرح کامیشنر ۱۸۱۱ میلادی» به مرحلهٔ اجرا گذاشته شد که بر اساس آن، تمام خیابان‌های محله منهتن عریض می‌شدند. همچنین افتتاح کانال ایری در سال ۱۸۱۹ میلادی که باعث تقویت و رونق شدید زراعت در منطقه شد. در سال ۱۸۳۵ میلادی، شهر نیویورک با گذر از شهر فیلادلفیا به پرجمعیت ترین شهر در ایالات متحدهٔ آمریکا تبدیل شد. مهاجرین ایرلندی که در آنزمان منسجم‌ترین و پرتعدادترین گروه مهاجران نیویورکی بودند، با حمایت از ماشین سیاسی «تامانی هال» (Tammany Hall) در زیر یک پرچم، به قبضهٔ کامل قدرت در شهر نیویورک پرداختند. در همین حال، اشرافیان مردُم‌گرای تاجرمنصب برای ساخت پارک مرکزی نیویورک در مرکز محله منهتن فشار می‌آوردند که فشار آنها منجر به ساخت اولین پارک مُدرن در تاریخ ایالات متحدهٔ آمریکا در سال ۱۸۵۷ میلادی شد.

نارضایتی‌ها بخاطر خدمت اجباری سربازی در طول جنگ داخلی آمریکا در سال‌های ۱۸۶۱ تا ۱۸۶۵ میلادی، منجر به شورش طرح خدمت اجباری در سال ۱۸۶۳ میلادی شد. این واقعه یکی از بدترین شورشهای خیابانی در تاریخ ایالات متحده آمریکا محسوب می‌شود.

در سال ۱۸۹۸ میلادی، شهر نیویورک به شکل امروزی خود (به غیر از اتحاد محله بروکلین) شکل گرفته بود. در آنزمان بروکلین، یک شهر مستقل بود که در کنار محله منهتن و دیگر محلات شهر نیویورک قرار داشت. افتتاح متروی شهر نیویورک در سال ۱۹۰۴ میلادی، باعث شد تا محلات متعدد کلان‌شهر نیویورک با یکدیگر ادغام شوند. در نیم قرن اول قرن بیستم، نیویورک به مرکز صنعت، اقتصاد و ارتباطات جهان تبدیل شد. هرچند، این پیشرفتها بدون پرداخت هزینه گزافی حاصل نشد. در سال ۱۹۰۴ کشتی بخار ژنرال اسلوکام در رودخانه شرقی آتش گرفت که به کشته شدن ۱٬۰۲۱ مسافر آن منجر شد. در سال ۱۹۱۱ میلادی، یک کارخانه لباس زنانه آتش گرفت که مهیب ترین حادثهٔ صنعتی در تاریخ شهر نیویورک است. در این فاجعه ۱۴۱ کارگر که عموماً زن بودند، کشته شدند. این فاجعه باعث بهبود قوانین ایمنی کارخانجات شد.

در دههٔ ۱۹۲۰ میلادی، شهر نیویورک به عمده‌ترین محل مهاجرت سیاهان آمریکایی در طول مهاجرت بزرگ تبدیل شد. مهاجرت گسترده سیاه‌پوستان آمریکایی از ایالات جنوبی آمریکا به شهر نیویورک باعث شد تا در سال ۱۹۱۶ میلادی، نیویورک به بزرگ‌ترین مرکز اقامت سیاهان در آمریکای شمالی تبدیل شود. محلهٔ هارلم به اقامتگاه سیاهان تبدیل شد و به شدت در دوران منع خرید و فروش الکل در ایالات متحده، شکفته شد. در سال ۱۹۴۸ میلادی، شهر نیویورک به بزرگ‌ترین شهر جهان از لحاط جمعیت تبدیل شد و بدین ترتیب شهر لندن در پادشاهی متحده را که بیش از یک قرن پرجمعیت ترین شهر جهان بود را پشت سر نهاد.

قرن بیستم
5j41oohf21ag2bsj70fg خیابان مولبری در جنوب شرقی محله منهتن در حوالی سال ۱۹۰۰ میلادی


سالهای سخت پیرامون گریت دیپرشن (Great Depression) که درپی سقوط بهای سهام در بازار بورس نیویورک پدید آمد، باعث انجام تحولاتی در زمینه سیاسی و اجتماعی در شهر نیویورک شد. بدین ترتیب که کاندیدای اصلاح طلبی به نام فیورلو لاگاردیا به سمت شهردار نیویورک انتخاب شد و ماشین سیاسی «تامانی هال» که به قبضهٔ کامل قدرت در شهر نیویورک به مدت بیش از هشتاد سال پرداخته بود، سرانجام سقوط کرد.

پس از پایان جنگ جهانی دوم و بازگشت سربازان آمریکایی از اروپا و سیر مهاجرت اروپائیان به ایالات متحده آمریکا، باعث شد تا اقتصاد ایالات متحده دچار تحولات مثبت و ساختاری شود. بدین ترتیب پروژه‌های مرتبط با خانه‌سازی و مسکن در اولویت قرار گرفت و مناطق شرقی محله کوینز برای این منظور اختصاص یافت. شهر نیویورک بر عکس بسیاری از شهرهای اروپایی که پس از جنگ جهانی دوم تقریباً با خاک یکسان شده بودند، کاملاً از جنگ دور مانده و سالم مانده بود. یا ورود سرمایه‌های جدید و نیروی کار انسانی فراوان از نقاط مختلف جهان، شهر نیویورک دچار یک تحول بزرگ اقتصادی دیگر شد. بازار بورس نیویورک با جلب گسترده سرمایه‌های سرگردان و رونق کارخانجات و صنایع مادر، ایالات متحده و شهر نیویورک خود را به عنوان مرکز قدرت بی‌رقیب اقتصادی جهان معرفی کرد. در سال ۱۹۵۲ میلادی، مقر دائمی سازمان ملل متحد در شهر نیویورک ساخته شد و بدین ترتیب نیویورک، به مهم‌ترین مرکز دیپلماسی جهانی و شهری تأثیرگذار در عرصه سیاست نیز مبدل شد. با اقامت گزینی گسترده هنرمندان از نقاط مختلف جهان به شهر نیویورک، این شهر نام خود را به عنوان مرکز هنر مدرن در جهان ثبت کرد و جای شهر پاریس را که سابقا با این نام خوانده میشد را گرفت. در دههٔ ۱۹۶۰ میلادی، شهر نیویورک متحمل مشکلات اقتصادی و صعود جرم و درگیری‌های نژادی شد که نقطه اوج آن در دههٔ ۱۹۷۰ به وقوع پیوست.

sqjapi3sq4o6ucj93s88
منظره‌ای از ورود مهاجرین تازه نفس به آمریکا از طریق مرز دریایی جزیره الیس در شهر نیویورک به سال ۱۹۰۲ میلادی.

در دههٔ ۱۹۸۰ میلادی، وضعیت نابسامان اقتصادی بهبود یافت که باعث ثبات و سلامت مالی شهر شد. درگیری‌های نژادی به حداقل رسید و همچنین آمار جرم و جنایت بهبود قابل ملاحظه‌ای یافت و موج جدیدی از مهاجران از کشورهای آسیایی و آمریکای جنوبی، شهر نیویورک را برای زندگی برگزیدند. در این دوران ثبات اقتصادی و رشد صنعت کامپیوترسازی و برنامه نویسی و اضافه شدن بخش‌های جدیدی به اقتصاد آمریکا از جمله «دره سیلیکان» باعث شد تا در سال ۲۰۰۰ میلادی، جمعیت شهر نیویورک به بیش از هرزمان دیگر در تاریخ این شهر افزایش یابد.

شهر نیویورک، یکی از اهداف حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ بود که در پی حمله تروریستی به برج‌های دوقلوی مرکز تجارت جهانی بیش از ۳٬۰۰۰ نفر جان خود را از دست دادند. برج آزادی جایگزین مرکز تجارت جهانی خواهد شد که برطبق برنامه بایستی در سال ۲۰۱۲ میلادی، به بهره برداری برسد.

سانفرانسیسکو یکی از شهرهای بزرگ ایالت کالیفرنیای امریکاست. سانفرانسیسکو با جمعیت ۷۹۹,۲۶۳ نفری چهارمین شهر بزرگ ایالت کالیفرنیا است. شهر سانفرانسیسکو در نوک شمالی شبه‌جزیره سانفرانسیسکو و در کنار خلیج سانفرانسیسکو قرار دارد. چندین جزیره درون خلیج و جزایر فارالون نیز که در ۲۷ مایلی ساحل در اقیانوس آرام قرار دارند بخشی از محدوده شهری سانفرانسیسکو بشمار می‌آیند.
شهر سانفرانسیسکو نقطه مرکزی در محدوده کلانشهری منطقه خلیج سانفرانسیسکو بشمار می‌رود. این محدوده کلانشهری در جمع ۷ میلیون جمعیت دارد. شهر سانفرانسیسکو پس از نیویورک متراکمترین شهر امریکا از نظر جمعیت است.
نخستین اروپایی‌هایی که در سانفرانسیسکو ساکن شدند اسپانیایی‌ها بودند که در سال ۱۷۷۶ بدین مکان آمدند. پس از هجوم طلای کالیفرنیا در ۱۸۴۸ شهر سانفرانسیسکو هم به سرعت رشد کرد.
زمین‌لرزه ۱۹۰۶ سانفرانسیسکو، این شهر را تبدیل به ویرانه نمود (نمای قدیمی شهر عکس پایین)ولی پس از آن شهر به سرعت بازسازی شد.

1100px-san_francisco_1906_earthquake_panoramic_view

این شهر همانند سایر مناطق کالیفرنیا آب و هوای مدیترانه ای داشته در تابستان گرم و خشک ودر زمستان مرطوب و معتدل است.
گلدن گیت که پلی ساخته شده بر روی اقیانوس آرام هست را می توان نه تنها سمبل سان فرانسیسکو بلکه پس از مجسمه آزادی سمبل امریکا دانست.بی بریج که پل ارتباطی بین سان فرانسیسکو و اوکلند میباشد نیز زیبایی دو چندان به این شهر داده.
سان فرانسیسکو همچنین به دلیل داشتن تپه های بلند شهرت دارد.ارتفاع این تپه ها گاهی به ۳۰ متر هم میرسد.ناب هیل , راشن هیل و بلندی های پاسیفیک ازمعروف ترین تپه های شهرهستند.
اوشن بیچ و بیکر بیچ از سواحل زیبای این شهر بشمار آمده اما به دلیل سردی آب اقیانوس و امواج بلند برای شناکردن مناسب نیستند.ضلع شرقی سان فرانسیسکو لنگرگاه کشتی های مسافربری و تجاری بوده و اسکله فیشرمن در این منطقه قرار دارد که مکان خوبی برای توریستهای بازدیدکننده است.
خیابان مارکت مهمترین قسمت اداری و تجاری سان فرانسیسکو بحساب می آید .از دیگر قسمتهای شهر میشود از North Beach که ایتالیایی نشین است نام برد. Mission District از مناطق پر جمعیت سان فرانسیسکو بشمار میرود که اکثر آنها از قشر کارگر هستند. Richmond در شمال گلدن گیت پارک و Sunset در جنوب این پارک ازمحله های شلوغ و پر رفت و آمد این شهر میباشند. تیم بیسبال جاینتز و تیم فوتبال فورتی ناینرز از تیم های ورزشی پرطرفدار سان فرانسیسکو هستند.

019-cable-car

نمایی از شهر با خیابانی پر شیب، ماشین کابلی ، خلیج و آلکاتراز

029-north-beach-russian-hill

north beach russian hill

060-on-the-bridge

نمایی از روی پل معروف گلدن گیت

0022020lombard20st

خیابان معروف لمبارد

063-pier

pier

cable_car

تصویری از ماشین کابلی که بیش از 100 که در این شهر وجود دارند

dta_84c_193

سد معروف منطقه

n48411192144_1468453_3217289

نمایی از شهر

2092143232_17bc4f913f

ساختمان ترنز آمریکا که به نوعی سمبل این شهر هم هست

021-union-square

union square

073-sf-city-hall

Hall city

golden20gate20park20bandstand

و سر در پارک بسیار زیبا و سر سبز گلدن گیت

m53s

مجسمه آزادی که نام اصلی آن «آزادی جهان را روشن می‌کند» است (به انگلیسی: Liberty Enlightening the World - به فرانسه: La liberté éclairant le monde)، مجسمه بزرگی است که در سال ۱۸۸۶ (میلادی) توسط فرانسه به ایالات متحده آمریکا هدیه داده شده است.

1

این مجسمه در جزیره آزادی در بندر نیویورک نصب شده و به صورت نمادی برای خوش‌آمد گویی به مسافرانی که راه دریا به نیویورک می‌آیند درآمده است. این مجسمه که با رویه‌ای از مس پوشش یافته، در سال ۱۸۸۶ به مناسبت یکصدمین سال استقلال امریکا از بریتانیا و به عنوان نمادی از دوستی فرانسه و آمریکا به این کشور اهدا شده است.

2

طرح مجسمه را فردریک بارتولدی مجسمه‌ساز فرانسوی، و سازه درونی آن را الکساندر ایفل، مهندس فرانسوی برج ایفل، طراحی کرده‌اند. اوژن ویوله لودوک نوع مسی را که برای پوشش مجسمه بکار رفته انتخاب کرده است.

3

مجسمه به شکل شخصیت زنی است ایستاده در حال گام برداشتن، که دور سرش را هفت اشعه نورانی فراگرفته است. او با دست چپ خود یک لوح سنگی را نگه داشته و با دست راست خود مشعلی فروزان را بالای سر خود نگه داشته است. روی لوح سنگی با شماره‌های رومی نوشته شده JULY IV MDCCLXXVI که نشانگر ۴ ژوئیه ۱۷۷۶ (میلادی) و تاریخ استقلال آمریکا است.

5

امروزه مجسمه آزادی یکی از نمادهای مشهور کشور آمریکا است. قبل از همگانی شدن سفرهای هوایی، مجسمه آزادی اولین نشانی از آمریکا بود که مسافران کشتی‌ها هنگام نزدیک شدن به سواحل آمریکا مشاهده می‌کردند.

7

از نظر شمایل ظاهری، طراحی این مجسمه به مجسمه باستانی غول رودس و مجسمه کارلو بوروموئه کشیش ایتالیایی شباهتهایی دارد.‌ این مکان یک میراث جهانی یونسکو در آمریکا میباشد.

منبع: پایین عکس

ویکی فارسی

Recent Comments

  • admin: doste aziz man iran nistam in amoozesham zamani ke oonja read more
  • Shervin: سلام. در میخواستم بدونم شما ماهواره مرکزی نصب می کنید؟ read more
  • hero: سلام کتاب لذات فلسفه ویل دورانت رو هم اگه بذارین read more
  • کاوه: با درود ، من تا به حال از vpn برای read more
  • medya: salam khaste nabashiiiid darbare edame tahsil italy omadam tu in read more
  • marshalor: سلام. ممنون از مطالبتون درباره ایجاد رادیو اینترنتی. من این read more
  • hamed: سلام خسته نباشید لطفا در خصوص کاربرد و نوع کارکرد read more
  • مسعود آورد: سلام دوست عزیز من چند روز قبل از شما تقاضای read more
  • password fast satfindr: لطفا password نرم افزار fast satfinder را برایم ارسال کنید. read more
  • kelash: سلام مهربون! حال کردم با تریپ ات! لینک دادم بهت read more

Recent Assets

  • DSC00735.JPG
  • گورستان ملی آرلینگتن
  • sdfhux
  • a67ltvz7zczposkd7zzr
  • 2z5jips
  • 541
  • monument-valley-usa-2
  • Winter Leaves
  • DSC00125
  • tmc